عباس اقبال آشتيانى
90
تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )
قراولان خاصّهء چنگيزى محكوم احكام سخت بودند ، اگر كسى از ايشان به نوبت خود سر خدمت حاضر نمىشد نوبت اوّل او را سى ضربه شلاق مىزدند و در دفعهء دوّم هفتاد و در دفعهء سوّم پس از زدن سى و هفت ضربه شلاق منفصل مىنمودند و همين تنبيه شامل جال رئيسى مىشد كه در گماشتن زيردستان خود غفلت ورزيده بود . فرمانده قراولان خاصه حق نداشت كه زيردستان خود را بدون اجازهء خان تنبيه كند بلكه بايد تمام مسائل را از نظر خان بگذراند و اگر كسى از روى ميل شخصى زيردستى - را تنبيه مىكرد او را به همان شكل مجازات مىنمودند . قراولان خاصه فقط در موقعى در جنگها شركت مىكردند كه خان نيز در ميدان جنگ باشد . بيشتر سرداران چنگيز از قراولان خاصهء او بودند و چون چنگيز ايشان را به خوبى مىشناخت و مدّتها به احكام سخت آزموده بود سردارى قسمتهاى لشكرى او را كسانى داشتند كه جز فرمان خان امرى ديگر را اطاعت نمىكردند و سربازان زيردست ايشان مطيع محض و همه آلت اجراى اوامر چنگيز بودند . در ميان رجال و اطرافيان چنگيز عالىترين مقامات از آن شاهزادگان خاندان او بود و اين شاهزادگان را نوين يا نويان مىگفتند و از ميان ايشان تولى پسر چنگيز لقب الغنويان يعنى شاهزادهء بزرگ داشت . اشراف لشكرى بلقب ترخان ملقب بودند و ايشان را از پرداخت ماليات معاف مىداشتند و در جنگها هر غنيمت كه مىگرفتند به ايشان تعلق داشت و در بارگاه بىاذن و اجازه وارد مىشدند و در جشنها مقامى شايسته داشتند و هركدام از دست خان كاسهاى شراب مىگرفتند . قشون چنگيز به لشكرهاى ده هزار نفرى كه هركدام را يك تومان مىگفتند تقسيم مىشد و هر تومان منقسم بود بده قسمت هزار نفرى ( هزاره ) و هر هزاره بده قسمت صدنفرى ( صده ) و هر صده بده دهه . چون مغول جهت جنوب را متبرّكترين جهات مىدانستند در موقع صفآرائى به آن جهت رو مىكردند و لشكريان را به ميمنه و ميسره و قلب تقسيم مىنمودند و معمولا فرمانده لشكر در قلب كه آن را قول مىگفتند مىايستاد . هريك از فرماندهان تومانها و هزارهها و صدهها و دههها هر سال يكبار بايستى به خدمت چنگيز برسند و از شخص او دستور بگيرند و مصالح جنك را بياموزند ؛